من به شهدای گمنام رای میدم!!!!...!!!

 

چرا؟
خب برای اینکه:
1-برای حرف رهبری جون داد
2-وسط اون همه حرف،عمل کرد
3-فقط برای خدا رفت،نه برای چیز دیگه ای
4-برای شهادتش برنامه و مستند تبلیغاتی درست نکرد که ای مردم ببینید گه کار های بزرگی کردم
5-موقع بخور بخور و مقام و پست گرفتن یکهو احساس مسئولیتش گل نکرد
6- انقدر بی ریا کار کرد که حتی بعد از 25 سال که آوردنش اسم خودشو فاش نکرد
7-انقدر کاری بوده و هست که مردم برای اینکه گره کارشون باز بشه میرن سر قبرش گره کارشونو باز می کنند
8-فقط درگیر یه حزب بود،حزب الله!
9-مهم تر از همه هیچ وقت دروغ نگفت! و از نفاق و دورویی هم خیلی دور بود!
و
......
......
......
راستی شما به کی رای می دید؟

شهید حاج ابراهیم همت

 

شهید مصطفی چمران

سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالك‏اشتر جنوب لبنان و حمزة كربلاي خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتي نمي‏توان يكي از ابعاد وجودي او را آنگونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نمايئم، كه مردان و رهروان راه علي(ع) و حسين(ع) را با اين كلمات مادي و معيارهاي خاكي نمي‏شود توصيف نمود و سنجيد.

 

اگر تمایل به خواندن تمامیه زندگینامه این فرمانده بزرگ سپاه روح الله دارید به ادامه مطلب برید!!! 

ادامه نوشته

اربعین حسینی

باز دلم خون شد و چشمم گریست

آنکه درین روز چون من نیست کیست؟

باز دگر باره رسید اربعین

جوش زند خون حسین از زمین

شد چهلم روز عزای حسین

جان جهان باد فدای حسین

 

 

اربعین حسینی تسلیت باد.

جانباز شهید سردار محمد علی لسانی

 
برای مشاهده زندگینامه این شهید به ادامه مطلب بروید>>>>>>>

 

ادامه نوشته

شهید حسن کاشفی

 

نام: حسن
نام خانوادگي : کاشفی
فرزند : مانده علی
تاريخ شهادت : 1365/12/8
محلّ شهادت : شلمچه –عملیات کربلای 5
نوع عضويّت و شغل : بسیجی
محلّ دفن : گلزار شهداي امام زاده محمّد (ع) نوش آباد

 

حسن در اوّل شهریور ماه 1343 در نوش آباد دیده به جهان گشود .
او در یک خانواده روستایی و زحمتکش پرورش یافت و تحصیلات خود را تا اوّل راهنمایی ادامه داد . سپس به دلیل مشکلات اقتصادی خانواده ناچار به ترک تحصیل شد و در کارخانه نسّاجی شماره سه کاشان مشغول به کار گشت . حسن به نحوی مطلوب و با علاقه کار می کرد تا این که جهت کمک و یاری رزمندگان ، عازم جبهه های حق علیه باطل شد .
او دوّمین شهید خانواده بود ، از سال 1360 تا آخر سال 1363 مدّت چهار سال یکسره در جبهه ماند و دوران خدمت سربازی را هم در جبهه گذراند و دو مرتبه مجروح شد .
حسن در عملیات های بیت المقدّس ، رمضان ، محرّم ، والفجر ، خیبر و بدر شرکت داشته و در بعضی از عملیات ها فرمانده گروه یا دسته بود .
وی در عملیات بدر همراه برادرش حسین کاشفی بود که حسین در این عملیات مفقود گشت ولی باز هم با وجود مشکلات زیاد و رسیدگی به خانواده برادر ، فعّالیّت های زیادی در تبلیغات بسیج و خدمت در مراسم شهدا و انجمن اسلامی داشت .
حسن جوانی خوش اخلاق بود و همیشه لبخندمی زد و ناراحت دیده نمی شد در انجام مسائل شرعی و واجبات جدّی بود واز همان درآمد اندکی که داشت خمس مال خود را می پرداخت .
او  بار دیگر عازم جبهه می شود و بعد از چندین روز دوباره عازم خطّ می گردد و با اسلحة دوشکا مشغول پدافند ازحریم اسلام بوده که درساعت 18روز پنج شنبه، مورخه 1365/12/7 در محور شلمچه –بصره مورد اصابت ترکش خمپاره دشمن قرار می گیرد و در سنّ بیست و دو سالگی به جمع شهدا می پیوندد .

روحش شاد و راهش پررهرو باد !

برای دیدن فرازی از وصیت نامه  این شهید بزرگوار به ادامه مطلب برید!!!

ادامه نوشته

یکم فکر...

شید محمد جهان آرا

استاد شهید مرتضی مطهری

شهید حاج ابراهیم همت

 

 
به روز 12 فروردین 1334 ه.ش در شهرضا در خانواده ای مستضعف و متدین بدنیا آمد. او در رحم مادر بود كه پدر و مادرش عازم كربلای‍ معلّی و زیارت قبرسالارشهیدان و دیگر شهدای آن دیار شدند و مادر با تنفس شمیم روحبخش كربلا، عطر عاشورایی را به این امانت الهی دمید.
محمد ابراهیم درسایه محبّت‍ های پدر ومادر پاكدامن، وارسته و مهربانش دوران كودكی را پشت‍سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصیلش از هوش واستعداد فوق‍العاده‍ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت.
هنگام فراغت از تحصیل بویژه در تعطیلات تابستانی با كار وتلاش فراوان مخارج شخصی خود را برای تحصیل بدست مي‍آورد و از این راه به خانواده زحمتكش خود كمك قابل توجه ای مي‍كرد. او با شور ونشاط و مهر و محبت و صمیمیتی كه داشت به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دیگری مي‍بخشید.
پدرش از دوران كودكی او چنین مي‍گوید: « هنگامی كه خسته از كار روزانه به خانه برمي‍گشتم، دیدن فرزندم تمامی خستگي‍ها و مرارت‍ها را از وجودم پاك مي‍كرد و اگر شبی او را نمي‍دیدم برایم بسیار تلخ و ناگوار بود. »
 
اشتیاق محمد ابراهیم به قرآن و فراگیری آن باعث مي‍شد كه از مادرش با اصرار بخواهد كه به او قرآن یاد بدهد و او را در حفظ سوره‍ ها كمك كند. این علاقه تا حدی بود كه از آغاز رفتن به دبیرستان توانست قرائت كتاب ‍آسمانی قرآن را كاملاً فرا گیرد و برخی از سوره‍ه ای كوچك را نیز حفظ كند.
  
ادامه نوشته